گفت"که دیوانه نی ای لایق این خانه نی ای

رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم

گفت که سر مست نی ای  رو که از این دست نی ای

رفتم و سر مست شدم وزطرب آکنده شدم

 


/ 15 نظر / 122 بازدید
نمایش نظرات قبلی
r&r

به قول بهروز وثوق : اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی دیگه من ، من نیستم ! من همینی ام که میبینی ! مغازه که نیست دکور بچینم برات !! سلامتی ما معمولیا که نه آرزوی کسی هستیم و نه آویزونه کسی ...

r&r

وای چه عااااااااشق..........[لبخند]

مرضیه

[ناراحت]

هانیه

شما هم باافتخار لینک شدید.فقط میشه اسمتونو بگین؟مرسی

محمد

چه عکس وحشتناکی.............[ناراحت][ناراحت] رفتم ودیوانه شدم.. [گل][گل][گل][گل]

مات خدا

لحـظـــهـ هـــآیَـم مـــآل تــو .. بـه قیـمـتِ صفـر ” تـومـن “ هَمـیـن کـهِ تـــو کنـــار مــن بــآشــی ؛ خوشبخت ترین انـســـآنـَم ……..!![افسوس]

مات خدا

هر روز عاشقانه تر می نویسم… تا تمام ادم های این سرزمین “تب” کنند در حسرت داشتن معشوقه ای شبیه “تو”

مات خدا

خدایا …؟ کمی بیا جلوتر… می خواهم در گوشت چیزی بگویم ! این یک اعتراف است …. من بی او دوام نمی آورم حتی تا صبح فردا …

ali

[گل][گل][گل]